................خاکنوشتـ .......... ـه................

در اینجا یک خاک که از خاک زاییده شده و به خاک برمیگردد ، مانند باقی خاکیان ، سعی میکند خاکی بنویسد و بس

................خاکنوشتـ .......... ـه................

در اینجا یک خاک که از خاک زاییده شده و به خاک برمیگردد ، مانند باقی خاکیان ، سعی میکند خاکی بنویسد و بس

تقدیم به پدر موشکی ایران

دوشنبه, ۲۲ آبان ۱۳۹۱، ۰۱:۱۸ ق.ظ

شهید شاید از شهد آید و آن کس که این شهد را مزه مزه کرده باشد ، باید هم سر از پا نشناسد و به این در و آن در زند تا آن را بنوشد .

مبارز آنهنگام که بر مسند مرگ مینشیند و آنهنگام که تقاضای شهد میکند ، برآورده شدنی ترین تقاضا را کرده است . نوشیدن شهد از دست ساقی شهدا ، حسین ، هم عالمی دارد .

حال میخواهی این شهد را در کوران جنگ بنوش ، یا در خفقان آسایش و صلح ! ماهی را هر وقت از آب بگیری تازه است یا اصلا به قولی که جدیدا معروف شده ، ماهی را هر وقت از آب بگیری میمرد . آب به مثابه هوا میماند برای ما و آن ماهی که مدتی را در بی آبی گذرانده باشد ، تا برکه ای دنج می یابد ، بسویش شتابان میشود ولی از جنس پرواز . آری ماهی ها هم پرواز میکنند به عمق آفرینش . آن جا که روزی میخورند نزد ملیک المقتدر ...

شهید همه ی داراییش را میدهد برای یک هدف ، حال آن که بعد از آن حاضر نیستیم همه ی اهدافمان را بدهیم برای یک شهید ! شهید هیچ وقت گلایه نمیکند که چه کردید و چه نکردید حال آن که این روز ها از زبان بی مرام بعضی ها شاید بشنویم که شهدا چه کردید ؟ و چرا کردید ؟ و مگر نان و آبتان قطع شده بود ؟ مینشستید ، زندگیتان را میکردید . اصلا گور پدر آرمان !

آن جا که پای آرمان در میان باشد ، از خمپاره 60 شروع میکند و تا شهاب 3 میرود . حتی اگر فرمانده توپخانه ی بی توپ و توپخانه ی سپاه بشوی و عده ای بساط مسخره کردن پهن کنند ، آنجا که پای آرمان در میان باشد ، توپخانه از لشگر عراق به غنیمت میگیری و سازمان توپخانه را تاسیس میکنی .

آهای جوان لاغر اندام مو فرفری پایین شهری ، تو که از لابه لای جوانان مسجد زینب کبری سرچشمه ، رسیده بودی به مشاور فرمانده کل سپاه در امور موشکی ، تو این همه انگیزه را از کجا آورده بودی ؟ تو که اهل تبلیغ و هیاهو و مصاحبه و همایش نبودی ، چگونه بیشترین خدمت را به ملت ایران کردی ؟ این روز ها بعضی از ما مدعیان آزادی خواهی سر و دست میشکانیم که دشمنان خدا برای ما کف و سوت بزنند و تشویقمان کنند و به ما اسکار هم بدهند و ما هم بشویم سگ دربار استکبار فلج ، تو چه کردی که دشمنان قسم خورده ی این مرز و بوم ، دندان به دندان میکشند و میگویند : " این مقدم مزدور خمینی را ما می‌زنیم " . آری اینها همان هایی بودند که ترور تو و دوستت صیاد شیرازی را پی ریزی نمودند . ای شهید ، عمری را در پی گریز از دست این آدم کش ها بودی ، حال در این خانه ی آخرت اینچنین مامن گرفته ای ، گوارای وجودت !

حاج حسن ، لحظه لحظه ی زندگیت برا ما درس است . آنجا که میخواهی باشگاه افسران بغداد را منهدم کنی ، قبلش دعای توسلی زمزمه میکنی و دلی جلا میدهی و حسابت را اینچنین با خدا صاف میکنی : " خدایا ما نمی‌خواهیم مردم عراق را بکشیم. ما می‌خواهیم نظامیان را از بین ببریم که هم ما و هم عراقی‌ها را می‌کشند. خدایا این موشک را باشگاه افسران بزن " . بچه محل خدا که باشی ، چند باری که برای خدا پاک  و با اخلاص خدمت کنی ، خدا هم برایت کم نمیگذارد . مستقیم باشگاه افسران را میزنی .

تو به ما درس دادی که دنبال ابتکار باشیم نه تقلید . به ماگفتی " نباید چیزی را دیگران بسازند و بعد آن را به ما بدهند " . حقا که تو شعار پیش رو بودن ندادی ، بلکه پیش رو بودی !

شهید که سالیان سال عمرش را بیمه ی اشک بر حسین کرده است ، میخواهد باقی عمر نیز با حسین بماند . هیچ چیز هم نداشته باشد ، این دستمال گواهی همه ی اعمال اوست . دستمالی که ضمیمه ی شهادت شده است ، خود برات بهشت میدهد . این سند مظلومیت حسین و یاران حسین است که بعد از 1400 سال دوباره امضا میشود . هر آینه شهید این سند را روی قلبش نگاه خواهد داشت ، دستمال گریه ی هیات های حسین ...


ماهی را هر وقت از آب بگیری تازه است ، میخواهد در کوران جنگ باشد یا خفقان آسایش و صلح . میخواهد میدان مرصاد باشد یا صحنه ی عاشورا . اصلا میخواهد پادگان امیرالمومنین سکوی پروازش باشد . دقیقا همان جا که دارد موشک بالستیک قاره پیما را تست میکند . ماهی سرگشته ی قصه ی ما هوای پرواز به سرش میزند ، خودش را میچسباند به موشکل بالستیک و تا خدا میرود . " پدر موشکی ایران " این بار موشک عرش پیما ساخته است . میرود به عمق آفرینش ، سر سفره ی حسین و خاندانش که این روز ها دارند به کربلا نزدیک میشوند . یکی از پس و یکی از پیش ، شاهزاده ای از میان ، دردانه ای سوار بر کوهان اشتران ، قلب مردی طوفان و طوفان و طوفان ؛ و السلام

 

 

 

 

--

*این روز ها پوستر های پر محتوایی بر دیوار های شهرم خودنمایی میکنند . یکیشان نوشته بود : این جا شهر تهرانی مقدم هاست !

*ترانه «خط مقدم» درباره پدر موشکی ایران

  • دوشنبه, ۲۲ آبان ۱۳۹۱، ۰۱:۱۸ ق.ظ
  • محمد محسن بزازان

نظرات  (۲)

مگر نه این است که:“کل ارض کربلا..؟”! پس همه جا کربلاست تا من و تو هم کربلایی باشیم..کربلایی باشیم تا مکتب حسین را حفظ کنیم.
http://bibahane.ir/?p=448
گفتم راه تاریک است و پر پیچ و خم!
گفت: “ان الحسین مصباح الهدی و سفینه النجاه”
بهترین خط:
شهید همه ی داراییش را میدهد برای یک هدف حال آنکه حاضر نیستیم همه ی اهدافمان را بدهین برای یک شهید......!!!
واقعا تامل برانگیزه....!!!!!
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی