................خاکنوشتـ .......... ـه................

در اینجا یک خاک که از خاک زاییده شده و به خاک برمیگردد ، مانند باقی خاکیان ، سعی میکند خاکی بنویسد و بس

................خاکنوشتـ .......... ـه................

در اینجا یک خاک که از خاک زاییده شده و به خاک برمیگردد ، مانند باقی خاکیان ، سعی میکند خاکی بنویسد و بس

" به ما نیست "

جمعه, ۲۶ آبان ۱۳۹۱، ۱۲:۴۰ ق.ظ

محرمی دیگر آمد و هنوز روی این زمین ، نفس میکشم ، خدا را شکر !

شکر خدا را که هنوز توان بر سینه کوفتن داریم و نم اشکی نه چندان قابل بر گونه هامان سکنی میگزیند ، خدا را شکر !

محرمی دیگر آمد و هنوز شهرمان بوی حسین میدهد و هیات هامان بوی کربلا ، داریم به کربلا میرسیم ، خدا را شکر !

شکر خدا را که دشمن فرهنگی را تا دندان مسلح میبینیم ، ولی هنوز خیل عزاداران حسین ، کمر دشمن را میشکند ، خدا را شکر !

محرمی دیگر آمد و دلم را کند از این دنیای دنی و بی معرفت ، داریم به آسمان میرسیم خدا را شکر !

شکر خدا را که در این چندین و چند سال هر وقت فرو رفتیم از بی توجهی ، بالا گرفتیم از توجه بر حسین ؛

آنجا که دیگر حتی امیدی به بخشش پروردگار نداشتم ، دوکس به دادم رسیدند ، یک حسین و دومی صاحب شعر " هرکی کربلا میره از حرم رضا میره ... " . اصلا این طور بگویم ، هرچه خواستم از رضا گرفتم و هرچه نخواستم از حسین .  نمونه ، منه بی خیال نخواستم که محرمی شوم یا نخواستم هیاتی شوم یا نخواستم عاشق حسین شوم یا نخواستم بمیرم برای حسین ، از بس که سرم میجنبد در این زمینی ها و دغدغه هایم منزوی شده اند در این گستره ی پوچ تکنولوژی و علم و ثروت و سیاست و هرآنچه ارزش ندارد !

آری ، اگر به ما بود سالی به دوازده ماه هم سراغ روضه ی حسین نمیرفتیم ، ولی شواهد نشان میدهد که " به ما نیست " .

" به ما نیست " که نشسته ای پشت رایانه ات و سر فرو کرده ای در این دنیای پوچ که ناگهان از تارنوشته ای روضه ی حسین پخش میشود ، اول صدایش را سریعا کم میکنی مبادا تمرکزت به هم نخورد ، چندی بعد چون مادری که پسر از دست داده میگریی و زار میزنی فقط به لطف حسین !

اصلا " به ما نیست " وقتی که گوشی ات در گوش ، آهنگ دارد قلبت را تکان میدهد ، ناگهان خواننده ی درگوشَت صدایش لحظه ای کم میشود و ماشینی که از کنارت میگذرد نوای یا حسین در مغزت منتشر میکند ، " به ما نیست " که دلت یکهو پر میکشد برای یک نم اشک بر حسین ، آهنگ تکان دهنده را قطع میکنی و حسین حسین آرامت میکند . دیدی اصلا " به ما نیست " که فکر  و ذکرمان کجاست بلکه به لحظه ای ذکر یا حسین است .

وقتی که فشار زندگی -هم معنوی هم مادی- برایت فکر سالم نگذاشته است ، آنجا که در خیابان ها بدنبال پر کردن حسابت برای پاس کردن چک اول ماهت هستی ، آنجا که ایستاده ای در نوبت بانک که با آن صدای نخراشیده شماره ات را بخواند که ، شماره 38 به باجه 5 ، و آنجا که تلفن همراه کنار دستی ات زنگ میخورد با نوای : دمه غروب خورشیده ، چه بوی سیبی پیچیـ.. ، اصلا " به ما نیست " که دلمان ناگهان هوای یک سینه زنی مشتی را میگیرد .

اصلا و اصلا و اصلا " به ما نیست " وقتی صادقانه دلت هوای کربلا میکند . هوای بین الحرمین ، حرم عباس ، حرم حسین ...

 


مسلم بن عقیل اما ، فقط یک دغدغه بیشتر نداشت ، آنهم حسین . یار دعوت از سوی کسانی داشت که دلشان با حسین است و شمیرشان در گرو فرمان یزید . دلهایی که از ایمان پر نشده ، حکما با ضدش پر شده است . در غیر اینصورت شکم های بر آمده چه چیزی را بر دوش میکشند . دلی که به وعده ی زر بلرزد ، از ایمان خالیست . مردی که پیکان وجودش با کوچکترین خواسته ی همسرش جهت عوض کند ، از حق به ناحق ، مرد نیست ، نامرد است .

مسلم اما ، مرده مرد است ، آنجا که اشباح الرجال از کنارش فرار میکنند ، یک تنه در کوچه های سوت و کور کوفه قدم میزند ، آنچنان دل به خدا و حسین خدا داده است که چیزی برای از دست دادن ندارد . اصلا دلی نمانده است که مسلم ترس دزدیده شدنش را داشته باشد . او در میان کوفه ، دلش جای دیگر است . مسلم را پیامبر از دو جهت دوست میداشت ، یکی بخاطر پدرش عقیل و دیگری بخاطر حسین . یک قول را از دو زبان شنیدم ، یکبار در مسجد کوفه بر سر مزار مسلم بن عقیل و دیگر بار امشب ، شب اول محرم . گریه بر مسلم نشانه ی ایمان است و مومن کسی است که در رثای مسلم اشک میریزد . غریبی مسلم مرا به یاد عموزاده اش می اندازد . ظهر عاشوراست ، حسین تکیه بر شمشیر ، نوای " هل من ناصر ینصرنی " سر میدهد ، دیگر یاری برایش نمانده است ولی این غریبی کجا و آن غریبی کجا ؟ این جا یارانت تو را رها کرده اند و آنجا یارانت از عشقت پر کشیده اند ! غریبی شیرینیست ....

 

 

 

  • جمعه, ۲۶ آبان ۱۳۹۱، ۱۲:۴۰ ق.ظ
  • محمد محسن بزازان

نظرات  (۱)

  • متی ترانا و نریک
  • به ما نیست...
    اصلا هم به ما نیست!
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی