................خاکنوشتـ .......... ـه................

در اینجا یک خاک که از خاک زاییده شده و به خاک برمیگردد ، مانند باقی خاکیان ، سعی میکند خاکی بنویسد و بس

................خاکنوشتـ .......... ـه................

در اینجا یک خاک که از خاک زاییده شده و به خاک برمیگردد ، مانند باقی خاکیان ، سعی میکند خاکی بنویسد و بس

رس واییی !

چهارشنبه, ۷ فروردين ۱۳۹۲، ۰۹:۲۴ ب.ظ

از همان ابتدای استارت پروژه ی فیلم سینمایی رسوایی در جریان مراحل کار از طریق وبلاگ آقای ده نمکی بودم . تا اینکه فیلم به جشنواره فجر رسید و اکران شد و بعد هم کم کم فیلم برای قشر فرهیخته کشور اکران شد . در تمام این مدت نظرات بعضا متفاوتی راجع به این فیلم شنیدم . کسانی بودند که ده نمکی را فحش میدادند یا فیلم را به شدت سرزنش میکردند و کسانی بودند کمی ملایم تر برخورد میکردند ولی فیلم را خوب نمیدانستند . کسانی بودند که فیلم را خوب تلقی میکردند و در نهایت کسانی بودند که از فیلم با صفت "عالی" یاد کردند . همه ی اینها دلیلی نمیشد برای رد شدن از این فیلم . مسعود ده نمکی با تجربه ی موفق ، نیمه موفق ، کم توفیق سه گانه ی اخراجی ها ، به قول خودش رسوایی ای ساخته است که اصلا طنز نیست و مطمئنا میخواهد پیامی اخلاقی را از این فیلم استنتاج کنیم . دیگر تجربه ی ده نمکی ، مستند فقر و فحشا است که آن نیز در نوع خود نقاط مثبت و منفی ای دارد . اما آنچیزی که از ده نمکی بیشتر به یاد می آوریم تجربه ی بسیار شیرین اخراجی های 1 است ، و حالا هضم رسوایی ، فیلمی که هیچ بویی از طنز نبرده کمی سخت مینماید .


رسوایی با تیتراژی بسیار دلنشین و هنری و چه بسا منحصر به فرد آغاز میشود . نوای پشت تیتراژ صدای اذان است و فیلم با پایان یافتن اذان آغاز میشود . قصدم تعریف کردن لحظه لحظه ی فیلم نیست . ولی لازم میدانم بعضی از قسمت های فیلم را تعریف کنم . فیلم با عشوه گری های افسانه آغاز میشود و راه رفتنش در محله . افسانه با آرایشی غلیظ و مانتویی چسبان و کیف و کفش و روسری قرمز رنگ ، آنچنان جلوه میکند که نگاه همه ی نظربازان را به خود جلب میکند . خیلی افراط گونه سعی شده است افسانه ، زنی بدکاره نشان داده شود و برای این تصور از هیچ گونه نقش و رنگ و حرکتی فروگذار نکرده اند . افسانه در محله به مانند مانکن ها راه میرود و شهوت همه ی مردان محله را بر می انگیزد و در جواب به این نگاه ها مردان را هیز میخواند . او که گوهر زنانه اش را وسیله ای برای تلکه کردن مردان قرار داده است ، بی پروا خود فروشی میکند . افسانه موجودی دور از ذهنی نیست ، در همین شهر هم که قدم بزنی ، امثال او را خواهی یافت و او شاید مشتی ای از خربارخربار دخترانی باشد که ظهور و بروز را در عشوه و عریانی یافته و تن خویش را ارزان به چشمان و ابدان مردان بی غیرت میسپارند .

آنسوی سکه ، شیخ محله است که وقتی در محله راه میرود همه به او سلام کرده و به دست بوسی اش می آیند . داستان افسانه را مجبور میکند که وارد خانه ی شیخ شود و شیخ پی در پی از گناه پرهیز کرده و سعی میکند افسانه را از خطر های پیش رویش دور کند . شیخ البته بسیار فهمیده عمل میکند و فتنه های افسانه و حوادث اطراف او را آرام میکند .

جدای داستان آنچیزی که ذهن من را درگیر کرد افراط بیش از حد در نمایش بی عفتی افسانه و دوستانش بود . آیا واقعا نیاز بود که تا این حد این بی عفتی در تصویر ظهور و بروز داشته باشد ؟ برای جواب دادن به این سوال بر میگردیم به آخرین فیلمی که چنین ایرادی بر آن وارد بود . فیلم من مادر هستم که در پایان ضعف زندگی بدون خدا را به بیننده متذکر میشد متهم بود به نمایش بی شرمانه ی چیز هایی که در جامعه اسلامی قبح دارد . اعم از شراب های چند رنگ و آواز خواندن زن و بی شرمی های رفتاری نقش های فیلم . بعضا به موضوع فیلم هم ایراد های میگرفتند و صحبت های از این دست بود که آیا این موضوع جامعیت دارد یا خیر . تا جایی که کسانی قصد تحریم و پایین کشیدن این فیلم از پرده ی سینما را داشتند و میخواستند حق نتیجه گیری را از مخاطب بگیرند . در این میان فریدون جیرانی کماکان از فیلم خود دفاع میکرد . قبلا نقد و بررسی این فیلم را در وبلاگ خاک نوشته ، نوشته ام و اینجا به بررسی من مادر هستم نمیپردازم ولی آنچیزی که بسیار واضح مبرهن است شدت بی عفتی های فیلم رسوایی است که به وضوح بیشتر بود از فیلم من مادر هستم . با این تفاوت ها که کارگردان فیلم رسوایی مسعود ده نمکی بود و کارگردان فیلم من مادر هستم فریدون جیران و همچنین اعتراضات فراوانی از سوی انصار حزب الله به فیلم آقای جیرانی شد و هیچ اعتراضی مبنی بر شکست حرمت و قباحت ها برای رسوایی صورت نگرفت .

مطمئنا برای نشان دادن زشتی و قباحت هر امری نشان دادن همان امر بهترین کار است و البته هرچه آن نمایش به اصل عمل نزدیک تر باشد ، این زشتی بهتر نمایان میشود . ولی تاثیر این نمایش بر اذهان مخاطبین نیز باید لحاظ شود . دیده شده که در این سبک فیلم ها که هدفی معنوی و شایسته را دنبال میکنند گروهی در جبهه حق اند و گروهی در جبهه باطل و جبهه باطل هرچقدر هم که بی پروا جلو برود در پایان این جبهه حق است که پیروز میشود . البته در مفاهیم قرآنی و دینی ما نیز همین امر صحت دارد و آنکس که پیروز نهایی است همواره حق است .

در پایان هر فیلم مطمئنا بخش هایی از فیلم در ذهن مخاطب باقی میماند ، بعلاوه نتیجه نهایی فیلم هم در خاطر بیننده میماند ، البته اندازه ی تاثیراتش خیلی کمتر است از خود فیلم که در ذهن مخاطب میماند . از بد ماجرا همواره قسمت های باطل فیلم بیشتر از قسمت های حق آن در ذهن مخاطب میماند و این امر کاملا طبیعیست . پس نکته ای که باید مورد توجه سازندگان فیلم های سینمایی و تلویزیونی قرار بگیرد ، شدت و غلظت پیشروی جبهه ی باطل در این گونه فیلم هاست . نباید به صورتی باشد که آنقدر جبهه ی باطل قوی حاضر شود که جبهه حق کم فروغ تر جلوه داده شود .

رسوایی تقابل جبهه ی حق و باطل با سرانه ی 50 درصدی بود . در پایان سعه ی صدر روحانیت و راهنمایی و چاره سازی ایشان همچنین غلط بودن شیوه ی تن فروشی و سوژه ی همیشگی فیلم های ده نمکی ، حاج آقا های لادین !

فیلنامه جالب بود ، نتیجه ی نهایی هم خیلی خوب بود ولی ضعف فیلم همین افراط هایش بود . به نسبت اخراجی های 3 فیلم جهش بسیار خوبی داشت . اکبر عبدی نیز بسیار هنرمندانه نقش روحانی را بازی کرده بود .

ده نمکی با استفاده از برخی صحبت ها و برخی داستان هایی که معمولا بالای منبر میشنویم ، سعی کرده بود فیلم را موجه در کند . مثلا ابتدای فیلم حین مکالمه ی پیرمرد پنبه زن با روحانی ، پی در پی دوربین روی چهره ی پیر مرد و عکس پشت سرش که حاج آقا دولابی بود فوکوس میکرد و انگار میخواست به نحوی بگوید که صحبت های پیر مرد ، صحبت های حاج آقا دولابی است .

در پایان لازم به ذکر است که فیلم در مجموع با در نظر گرفتن افراط های مذکور فیلم خوبی بود و امیدواریم در آینده شاهد فیلم های بهتری از ایشان باشیم.

 

 والسلام.

  • چهارشنبه, ۷ فروردين ۱۳۹۲، ۰۹:۲۴ ب.ظ
  • محمد محسن بزازان

نظرات  (۳)

چیزی که من از فیلم یادم مونده و روی من بیشتر تاثیر داشته بیشتر رفتار درست حاج آقا، حرفای قشنگش، اینکه آبرو دست خداست،
اینکه حواسمون به دیگران هم باشه و خیلی چیزای خوبه دیگه ی فیلم بود !
در مورد آرایش و پوشش هم همه ی فیلم ها همینه !
در اینکه غلطه شکی نیست ! ولی این انتقادیه که به همه ی فیلم های سینما مون برمیگرده تقریبا :|

احساس میکنم تو این زندگی نیاز به یدونه ازون حاج آقا ها هستش :|
با عرض سلام ...
نقدتون بسیار عالی بود ...
متاسفانه بنده تا حالا فرصت نکردم این فیلم و ببینم البته کلا کمتر فیلم نگاه میکنم ... به نظر حقیر نقدتون منطقی بود ...
با تشکر فراوان  
علی

نقد شما رو خوندم، نظرم به نظر شما نزدیک هست:)
البته جاهایی احساس می کنم که شما چاشنی اغماض رو داخلش وارد کردید. 
فیلم از لحاظ جلوه های بصری و عشوه گری ها و ... هیچ جا کم نگذاشته و از این لحاظ تنه به تنه ی فیلم های هالیوودی می زنه
و صد البته روسری هایی که نصفه و نیمه هم حتی بسته نشدن و ...
و اما حرف آخر که شما هم گفتی توی نقدت :
اگر جامعه ی ما واقعن این واقعیت اش شده باشه بیایم و کرکره ی جامعه ی اسلامی بکشیم پایین تا بیشتر از این آبروی اسلام رو نبردیم.
من هربار با دیدن این واقعیت های جامعه ی اسلامی بیشتر از خودم و جامعه ای که دارم می سازم نا امید میشم.

من همون پویارضای پلاسم:)
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی