................خاکنوشتـ .......... ـه................

در اینجا یک خاک که از خاک زاییده شده و به خاک برمیگردد ، مانند باقی خاکیان ، سعی میکند خاکی بنویسد و بس

................خاکنوشتـ .......... ـه................

در اینجا یک خاک که از خاک زاییده شده و به خاک برمیگردد ، مانند باقی خاکیان ، سعی میکند خاکی بنویسد و بس

انسان شناسی از زبان مسافران - 1

پنجشنبه, ۱۶ آذر ۱۳۹۱، ۰۴:۴۳ ب.ظ

از تیم تحقیقاتی زمین به سلطان صاحبقران زرگ

گزارش 47


یا زرگ

اینجا در زمین داشتن دختر دم بخت مکافاتیست و اگر ما از قبل این را میدانستیم به ستاره قالب یک دختر غیر دم بخت میدادیم ، زیرا یکی از سرگرمی های مردم اینجا رفتن به خاستگاری یکدیگر است و از زمانی که ما به زمین آمدیم این آقا جلال پنجمین خاستگار ستاره است و خانه ی ما شده شمس الاماره و از ماموریت و تحقیق و زندگی افتاده ایم و با بدبختی از شر آقا جلال خلاص گشتیم و در کل این داستان عشق که در گزارشات قبل در خصوص آن برایتان توضیح دادیم برای ما معضل گشته و اینجا مردم چپ و راست به تیر عشق گرفتار میگردند که تیریست نامرئی و مشخص نمیشود که به کجای آنها میخورد که به این صورت ملنگ میگردند و جوان میگردند و جلف میشوند و کارهایی ازشان سر میزند که باعث شرمندگیست و اما خطرناک ترین نوع عاشقی جوریست که به آن عشق در یک نگاه میگویند که به برق گرفتن شباهت دارد ، که در یک لحظه انسان را میگیرد و پس از آن کل یوم آدم خرفت میشود و هیچ حرف توی سرش نمیرود ، لاغر میشود ، هرکاری مینماید که به معشوق برسد و  با او ازدواج نماید و خودکشی نماید . در مورد آقایان اگر دختر را به آنها ندهند میکشندش که او را به کس دیگری هم ندهند و با هم فرار مینمایند و به پیسی و گشنگی می افتند و معمولا تنها جان میدهند ، که اینجوری عشق ها جاودانه میشود . به مانند لیلی و مجنون ، شیرین و فرهاد ، رومئو و ژولیت که عاشق های معروفی هستند و عشق هایی که اینجور جاودانه نشوند به عروسی منجر میشود که بسیار زیبا و خوشحال کننده است و در آن عکس های زیبا میگیرند و به همه خوش میگذرد و تنها مشکل عروسی زندگی مشترک پس از آن است . اما خیال جنابعالی جمع . ما مطمئنا دستورات جنابعالی را فراموش ننموده ، از این پس هر شخصی را که دم در خانه ی ما با گل و شیرینی بپلکد تبخیر خواهیم نمود و به ازای هر خاستگار دیگر یک هفته از حقوق ستاره کم خواهد شد تا او باشد ، سرش را پایین انداخته ، چشم ها را درویش نماید .


بیا بوسه زنم رو قرص ماهت ، که من میرم به دل میمومنه داغت

تماس فرت



--

*انتهای سریال طنز مسافران نامه ای خطاب به زرگ -فرمانروای فضاییان- از سوی بهرام -یکی از اعضای تیم اعزامی به زمین- ارسال میشد که بعضا در آن مفاهیم جالب و منتقدانه ای با لحنی طنز بیان میشد . چه زمانی که این سریال از شبکه 3 سیما پخش میشد و چه الان که از شبکه ی آیفیلم پخش میشود ، بعضا با شنیدن این نامه ها فکری ذهنم را قلقلک میداد که شاید ناشی از پیدا کردن همین حرف هاداخل زندگی های خودمان باشد . کاری به محتوای سریال و هجو بودن یا جلف بودن یا نبودن آن ندارم ، ولی این نامه ها بعضا حامل پیام های جالبی بودند . بد نیست اگر خارج از فضای طنز و شوخی این نامه ها را بخوانیم و با برخی اعمال روزمره ی خود مقایسه کنیم . بعید میدانم سایت یا وبلاگی قبلا به جمع آوری این نامه ها پرداخته باشد . تیم نویسنده ی این فیلم هم این نامه ها را جداگانه منتشر نکرده اند . احساس کردم اگر چندی به چندی یکی از این نامه ها را منتشر کنم ، شاید هم برای خودم مفید باشند هم برای شما خواننده ی محترم . مختصر اند و مفید و بعضا خنده ای هم بر لب مینشانند . ان شالله مفید فایده واقع بشود . والسلام !

  • پنجشنبه, ۱۶ آذر ۱۳۹۱، ۰۴:۴۳ ب.ظ
  • محمد محسن بزازان

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی