................خاکنوشتـ .......... ـه................

در اینجا یک خاک که از خاک زاییده شده و به خاک برمیگردد ، مانند باقی خاکیان ، سعی میکند خاکی بنویسد و بس

................خاکنوشتـ .......... ـه................

در اینجا یک خاک که از خاک زاییده شده و به خاک برمیگردد ، مانند باقی خاکیان ، سعی میکند خاکی بنویسد و بس

حکمت 102

يكشنبه, ۱۲ آذر ۱۳۹۱، ۰۴:۴۸ ب.ظ

روزگاری بر مردم خواهد آمد که محترم نشمارند جز سخنچین را ، خوششان نیاید جز از بدکار هرزه ، و ناتوان نگردد جز عادل ، در آن روزگار کمک به نیازمندان خسارت و پیوند با خویشاوندان منت گذاری ، و عبادت نوعی برتری طلبی بر مردم است ، در آن زمان حکومت با مشورت زنان و فرماندهی خردسالان و تدبیر خواجگان اداره میگردد.

حکمت 102 نهج البلاغه

--

از آینده نگری حضرت امیر همین بس که تک تک این شرایط را با گوشت و پوست خود حس کرده ایم . جفا کرده ایم اگر حضرت را صرفا بابت این آینده نگری تحسین کنیم . عین خیلی از کار هایی که با بزرگانمان میکنیم . چهار تا احسنت و بارک الله بارشان میکنیم و تمام . نه بشارتشان در گوشمان فرو میرود و نه نذارتشان . جملاتشان را خوانده ، نخوانده فرض میکنیم .

امروز با خود می اندیشیدم ، از بس مسلمانانه زندگی نکرده ایم ما را به الگو گیری غربی ها دعوت میکنند . که آن غربی مآب اینگونه میزید و توی شیعه مآب اینگونه عمر میگذارنی . باز هم در حق شیعه گی ظلم کرده ایم . به ما میگویند امروز نوبت مد لباس آن خواننده ی بدکار هرزه است ، سریع رنگ عوض کرده شبیه او میشویم . به ما میگویند ، آن خواننده دیگر اینگونه راه نمیرود ، کلاغ وار پیرو قدم های او میشویم . حرفی است که 1400 سال پیش مولایمان فرموده اند . او میخواهد به ما بگوید که هرزگی نکن ، هرزه پروری نکن ، اصلا مجال رشد کردن به هرزه نده . ذره ای تحسینش نکن ، با اون راه نرو ، اصلا هر کاری که تو را به سوی او متمایل نشان میدهد نکن . حالا بعضی هامان بیایند و ادای روشن فکر های تاریک فکر را در بیاورند و بگویند بله ما با این تیپش هم رفیقیم ، با آن تیپش هم رفیقیم . اصلا راستش را بگویم ، خودمم از این حرف ها زده ام . ولی حرف مولا ختم ماجراست . نه باید به هرزه مجال رشد داد . نیاز نیست برایش پول فراهم کنی ، همین که با او رفاقت کنی کافیست . همین که فکر کند که تو او را پسندیده ای و با او حال میکنی ، کافیست تا بدمستی کند . تو هم باید پی در پی با ساز او برقصی .

1400 سال پیش حضرت گفته اند عبادت نوعی برتری طلبی بر مردم میشود  . تویی که تسبیحت دیگر عضوی از وجودت شده است ، وقتی دستش میگیری ، حس تحکمی به تو دست میدهد که نگو! انگار شلاق به دست گرفته ای و میخواهی هر کس بر علیه تو بود لت و پار کنی . تسبیحی که باید با آن درود میفرستادی بر محمد و آل محمد ، شده است وسیله رنجش دیگران . چنان تسبیح میچرخانی که وجود هرکس از هیبتت به لرزه می آید . تسبیحی که قرار بود تو را خاکی کند ، سرکشت کرده . بعضی اوقات باید تسبیحت را هم آب بکشی !

تا عبارت "حکومت با مشورت زنان" را خواندم یاد رایس و کیلینتون و اشتون افتادم ، دلم زیادی پرید ، همین حوالی خودمان هم زیاد اند ! حالا بیایند و راه باز کنند ، قانون هموار کنند و معبری بزنند برای راهیابی زنان به دنیای سیاست . علی که اینگونه نمیخواست !

 

تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل !

  • يكشنبه, ۱۲ آذر ۱۳۹۱، ۰۴:۴۸ ب.ظ
  • محمد محسن بزازان

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی