................خاکنوشتـ .......... ـه................

در اینجا یک خاک که از خاک زاییده شده و به خاک برمیگردد ، مانند باقی خاکیان ، سعی میکند خاکی بنویسد و بس

................خاکنوشتـ .......... ـه................

در اینجا یک خاک که از خاک زاییده شده و به خاک برمیگردد ، مانند باقی خاکیان ، سعی میکند خاکی بنویسد و بس

28/4/90 – ساعت 20:45

يكشنبه, ۳۰ مرداد ۱۳۹۰، ۱۱:۲۱ ب.ظ

روی سردرش نوشته بود :

عَلیٌ حُبُه جُنَه

قَسیمُ النارِ وَ الجَنَه

وَصیُ المُصطَفی حَقاً

اِمامُ الاِنسِ و الجِنَه

 

به جایی قدم میگذاشتم که دنیا و آخرتم به مکینش بستگی دارد . به مزار کسی سر می زدم که سر در چاه می کرد و زار زار می گریید از نادانی مردم و از دانایی خود . به جایی پای نهاده بودم که صاحبش دست بسته بر کوچه های مدینه کشیده شده بود. برجایی پای نهاده بودم که صاحبش در آینده ای نه چندان دور در صحرای محشر از آب کوثر مرا سیراب می کند و در نهایتِ عقل من ، اینجا جایی است که صاحبش روزی قرار است شفیع من باشد . شاید آن روز که سر در چاه می گریسته از گناهان منِ شیعه اش پیش خداوند شرمنده بوده است . ایشان چه پدر مهربانی هستند که اینچنین دلشان برای بچه اشان شور می زند .

روحانی کاروان توی اتوبوس می گفت نجف در واقع کوهی بوده است که پسر حضرت نوح به آن پناه برد و آن کوه شکسته شد و روی آن را آب گرفت و تبدیل به نیزار شد . البته حاج آقا گفت که نجف اول چه کلمه ای بوده که حالا چنین شده ولی بنده اکنون یادم رفته است .( فکر کنم نی جف یعنی نی خشک شده بود ؟) .

وارد حرم که میشدیم حاج آقا مرحله به مرحله همراه با کتاب دعایش پیش می آمد و ما هم اورا همراهی می کردیم . چون گنبد و گلدسته ها را دیدی .....، چون وارد شدی .....، چون ضریح را دیدی ..... این بکن و آن بکن . یادم می آید استاد راهنمای پیش دانشگاهیم می گفتند : دیده اید در این فیلم های تخیلی که گروهی به دنبال گنج می روند ، روی نقشه نوشته 3 قدم جلو ، 4 قدم راست ، 5 قدم بالا و .... تا به گنج برسی . زیارات ما هم همینگونه است وقتی می گویند نادعلی را با 110 یاعلی بخوانید یعنی با 110 یاعلی به گنج می رسید نه کم نه بیش .

حاج آقا زیارت امین الله را هم خواندند و مارا به خود سپردند که دردودلی کنیم با مولا و سرورمان امیرالمومنین حیدر.
حال و هوای خوبی بود . دلم که کمی صفا یافت و نماز زیارت را برای خودم و خانواده ام که خواندم ،رفتم و گشتی در حرم زدم . حاج آقا می گفتند که هر کدام از هجره های اطراف حرم مقبره ی یکی از علمای دین است . رفتم و گشتم و با اینکه اغلبشان بسته بود توانستم برای دو تن از این بزرگان فاتحه ای بخوانم و مقبره شان را زیارت کنم. آیت الله خویی و شیخ عباس قمی . البته مقبره آیت الله خویی باز بود و توانستم داخلش شوم و زندگینامه ی ایشان را که به زبان فارسی ! نوشته بودند خواندم . باز دوباره گشتی در اطراف حرم زدم و زیبایی های آن را دیدم که انصافا خیلی زیبا و معنوی و ویژه بود . یعنی با تمام حرم هایی که تا به حال دیده بودم تفاوت داشت . نه به مانند حرم حضرت امام رضا (ع) وسیع بود که در آن گم شوی نه آنقدر مانند حرم حضرت معصومه (س) ( البته قسمت قدیمی اش) گرفته بود که کمی سختت باشد. بالاخره خانه ی پدریمان بود دیگر .مکان ویژه ای بود با معماری کاملا ایرانی که می گفتند شاه نادر ایرانی که ابتدا سنی بوده با دیدن چند معجزه از آن حضرت ، شیفته ی او میشود و دستور می دهد این مکان مقدس را نوسازی کنند . بگذریم ولی ایرانی ها از اول عاشق اهل بیت (ع) بوده اید . دیگر معجزات حضرت علی برای نادر شاه بماند برای بعد .

گوشه ای راپیدا کردم و سوره ی نبا را خواندم چون در یکی از زیارات ، حضرت علی (ع) را نبا عظیم خطاب کرده بودند .

چشمتان روز بد نبیند روبروی ایوان طلا روی فرش نشسته بودم که ناگهان دماغ نامرد ما خون آمد و مجبور شدم به هتل که 2-3 دقیقه ای بیشتر با حرم فاصله دارد بیایم و بینی ام را بشورم و دوباره وضو بگردم و برگردم . حالا بشنوید قسمت جالب امروز را . نماز اول (مغرب) را به جماعت خواندیم . آن نماز که 3 رکعت بود و کامل ولی نماز عشا را سر رکعت دوم تمام کردم که ناگهان شندیم مکبر گفت : والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته. چی شد ؟ من می خواستم ادامه نماز را نماز قضای صبح که خیلی هم دارم بخوانم چرا تمام کرد؟ نگو به فتوای آیت الله سیستانی به دلیل اختلاف ائمه ی جماعت نجف با هم ، نماز های جماعت به امامت روحانی های ایرانی خوانده می شود پس هر عراقی که می خواهد ، نمازش را خودش ادامه دهد تا کامل شود . چند دقیقه بعد هم زیر پایم را نگاه کردم دیدم بله ، فرش نگین کرمان . با خودم گفتم دم عرب ها گرم اینا که همشون ایرانین . بله اینجا بیشتر شبیه حرم آقا امام رضا (ع) است . اینجا همه ایرانی اند . شنیدم صحن پشتی حرم را هم امسال ایرانی ها ساخته اند .

دیگر داشتم از حرم به سمت هتل بیرون می آمدم که دیدم یک جوان خوش ذوق ایرانی شروع کرده یه تنه بدون هیچ تجهیزاتی داره دم میگیره و سینه زنی رو درست روبروی ایوون طلای آقا شروع می کنه . اول 3-4 نفر همراهیش کردن و آخر 100-150 نفری نشسته بودند و سینه میزندن . جو خیلی خوبی توی حرم ایجاد شده بود . جوی کاملا ایرانی . ایرانیه محب اهل بیت و محب علی(ع) . یاد فیلم مختار نامه و سپاه ایرانی به فرماندهی کیسان ابوعمره – کیان ایرانی – افتاده بودم و به ایرانی بودنم افتخار کردم.

خلاصه برگشتم هتل و شام رو که مثل ناهار بود خوردم و بعدش هم جاتون خالی 3 قاچ هندوانه زدم و الانم روی تخت نشستم ودارم خاطره می نویسم . ایمان هم داره اسم اونایی که باید دعا کنه رو می نویسه تا کسی رو از قلم نندازه . کار خوبی است شاید من هم این کار رو کردم ،البته یکبار این کار رو تو مدینه کردم .

روحانی کاروان دو نقل از امام صادق(ع) کردند که یکیشان را گفتم و دیگریش این بود که : حضرت موسی در نجف کلیم الله شدند و حضرت ابراهیم در نجف خلیل الله شدند و به مقام امامت رسیدند  و ....

. ایشان گفتند به روایتی قبر 2 نفر از پیامبران بزرگ الهی کنار پیکر مطهر حضرت علی است . نوح (ع) و آدم (ع) . به روایتی هم 70 تن از پیامبران الهی .

 توی این شبهای قدر ما رو فراموش نکنیدا !!!

  • يكشنبه, ۳۰ مرداد ۱۳۹۰، ۱۱:۲۱ ب.ظ
  • محمد محسن بزازان

نظرات  (۱)

  • کاغذ و قلم
  • توی نجف و کربلا اصلا حس غربت نمی کنیم.
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی