................خاکنوشتـ .......... ـه................

در اینجا یک خاک که از خاک زاییده شده و به خاک برمیگردد ، مانند باقی خاکیان ، سعی میکند خاکی بنویسد و بس

................خاکنوشتـ .......... ـه................

در اینجا یک خاک که از خاک زاییده شده و به خاک برمیگردد ، مانند باقی خاکیان ، سعی میکند خاکی بنویسد و بس

30/4/90 – ساعت 1:35

يكشنبه, ۶ شهریور ۱۳۹۰، ۰۸:۵۲ ب.ظ

امروز صبح به حرم رفتم و به راز و نیاز با حضرت امیر پرداختم . حرم خیلی خلوت بود . هرجا که میخواستی می توانستی بنشینی . روبه روی ضریح یا هر جای دیگر حتی می توانستی دستت را به ضریح بگیری و در کنار آن بایستی و زیارت نامه بخوانی که این گونه کمک خواستن از حضرت علی(ع) حال و هوای خوبی داشت . انگار حضرت دست تورا گرفته اند و مانند پدری مهربان به تو می گویند: بگو پسرم ، مشکلاتت را بگو . احساس می کردی سر بر آغوش حضرت گذاشته ای . تا به حال چنین زیارت نامه نخوانده بودم . قربونه امام رضا برم که اینقدر عاشق داره اصلا دستت به ضریح نمی رسه چه برسه به اینکه بخوای با آرامش بایستی و زیارت نامه بخونی .

بعد از اینکه زیارت را انجام دادم آمدم به صحن پشتی که راستش از همه جای حرم خنک تره . یکی دونفر مشغول عبادت بودند و چند نفری هم به دیوار ها تکیه داده بودند . من هم همان جای دیروز که رو به روی کولر بود نشستم . حال دیگر مسجد کوفه و عظمت آن را حس کرده بودم . جایگاه علی و حس و حال اورا بهتر می شناختم . وقتی مناجات می کرد با خدا : مولای یا مولای انت الغنی وانا الفقیر . انگار حضرت می خواسته اند صحبت کردن با خداوند و دعا کردن را به ما آموزش بدهند . ان شا الله قسمت همه بشود با هم یه بار دیگه بیایم حرم آقا و دست جمعی مناجات حضرت رو بخونیم .

بعد از این بلند شدم و کمی تو حرم گشتم . کم کم دارم باحرم خو می گیرم . کم کم داره حرم برام میشه مثل حرم امام رضا . کم کم آدم حس می کنه که اگه تو حرم باشه از همه جا براش بهتره . آدم حرم ائمه رو مثل خونه ی خودش باید بدونه . کم کم هم در و دیوار ها با من آشنا شدند و هم من با اونا آشنا شدم .

بعد از اینکه نماز رو خوندم سریع برگشتم هتل چون ساعت 7 صبح باید همگی توی لابی هتل می بودیم برای عزیمت به سمت مسجد سهله . صبح ساعت 7:15 از خواب بیدار شدم و رفتیم داخل اتوبوس .جایتان خالی صبحانه را به همراه ایمان داخل اتوبوس خوردیم .

مسجد سهله بخش اعظمش در دست تعمیرات بوده . البته بهتره بگم در دست ساخت . مقام امام صادق (ع)، مقام حضرت ادریس و خضر، مقام حضرت زین العابدین (ع) و مقام امام زمان (عج) . این ها مقام هایی بود که در این مسجد وجود داشت . در ضمن چون مسجد هنوز در دست ساخت بود خیلی خیلی هم گرم بود و خیلی بیش تر از مسجد کوفه بهمان فشار آمد . در هر یک از مقام ها نماز و دعایی می خواندیم و روانه ی دیگری می شدیم . از مقام امام صادق (ع) شروع شد و با مقام امام زمان (عج) خاتمه یافت .

می گفتند آیت الله بحر العلوم به قصد نماز در مسجد کوفه از خانه بیرون شدند . شرایط به نحوی می شود که باد ایشان را به سمت مسجد سهله که در نزدیکی مسجد کوفه است هدایت می کند . وقتی وارد مسجد می شوند مبینند هیچ کس در مسجد نیست جز آقایی که در انتهای مسجد مشغول نماز خواندن هستند . به سمت آن آقا می روند و دعا هایی می شنوند که تا به حال نشنیده بوده اند . بله ایشان امام زمان (عج) بوده اند . صورت به صورت آقا با ایشان صحبت می کنند و ....

بعدا دراین مکان مقامی قرار دادند به نام مقام امام زمان (عج) . گویند در زمان ظهور شهر کوفه محل حکومت حضرت مهدی (عج) است و مسجد کوفه محل فرماندهی ایشان . مسجد سهله نیز محل سکونت ایشان و خانواده ی ایشان است که البته فاصله ی زیادی با مسجد کوفه ندارد .

درآن مقام نماز امام زمان (عج) که 100 ایاک نعبد و ایاک نستعین دارد خواندیم و آن ضریح مطهر را زیارت کردیم و از مسجد خارج شدیم . جای شما خالی ، چند شب پیش خاکشیری درست کرده بودیم که خیلی در مسجد سهله به کار آمد .

بعد از مسجد سهله به زیارت بارگاه حضرت کمیل بن زیاد رفتیم . همان کسی که حضرت امیر دعایی را به ایشان آموزش دادند که منتسب به نام ایشان یعنی دعای کمیل است . برای ایشان هم نمازی هدیه کردیم و راهی مسجد حنانه شدیم . مسجد حنانه به تازگی به لیست زیارتگاه هایی که ایرانی ها را می برند اضافه شده چون مراحل بازسازی اش تازه به پایان رسیده است . مسجد حنانه همان مسجدی است که وقتی بدن مطهر حضرت امیر را ملائک از کنارش بر دوش می کشیدند ، دیوار هایش به نشانه ی تعظیم سر فرود آوردند و عرض ادب کردند . نقل دیگری که درباره ی این مسجد می شود این است که این مسجد یکی از منازلی است که سر مبارک حضرت امام حسین (ع) را برای مدتی محدود در آن نگاه داشته اند . از این جهت هم در وسط مسجد ضریحی به نمایندگی از محل قرار دادن سر حضرت ساخته بودند . مسجد مکان وسیعی داشت و گروه های مختلف زیارتی مشغول عرض ادب به حضرت بودند . گروهی بودند از دیار ترکان که با نوحه هایی جانسوز ترکی حلقه وار به دور این ضریح می چرخیدند و سینه می زدند . گروهی هم در گوشه ای نشسته بودند و روضه می خواندند . مانیز این ضریح مطهر را زیارت کردیم و بعد از آن راهی هتل شدیم .

بعد از استراحتی کوتاه در هتل حدودا ساعت 12:10 از هتل به سمت حرم برای اقامه ی نماز ظهر و عصر راهی شدیم . و بلافاصله بعد از نماز برای صرف ناهار و یک استراحت درست و حسابی به هتل برگشتیم . امروز قرار است ساعت 5 بعد از ظهر به بازار جهت خرید سوغات برویم .

هرچه پیش آید خوش آید .

   

  • يكشنبه, ۶ شهریور ۱۳۹۰، ۰۸:۵۲ ب.ظ
  • محمد محسن بزازان

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی