................خاکنوشتـ .......... ـه................

در اینجا یک خاک که از خاک زاییده شده و به خاک برمیگردد ، مانند باقی خاکیان ، سعی میکند خاکی بنویسد و بس

................خاکنوشتـ .......... ـه................

در اینجا یک خاک که از خاک زاییده شده و به خاک برمیگردد ، مانند باقی خاکیان ، سعی میکند خاکی بنویسد و بس

۳ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «انتخابات» ثبت شده است


پیروزی مردم ایران رو در عرصه ی پر فشار انتخابات تبریک میگم. مردم بار دیگر نشان دادند طرفدار جمهوری اسلامی و اسلام هستند و با تمام وجود به آن رای خواهند داد. این پیروزی رو به آقای حسن روحانی -رئیس جمهور منتخب مردم- و همچنین هوادار های ایشون تبریک میگم.

ان شالله در طول این ٤ سال گوش به فرمان رهبر ، به اسلام و این سرزمین خدمت کنند. این انتخابات همچون سال ٨٨ باردیگر ثابت کرد که هیچ انتصاباتی در کار نیست و ایران دموکراتیک ترین کشور جهان است. اینجا رای دانه دانه ی مردم ، رئیس جمهور را میسازد و هیچ مجلسی و محفلی و حزبی رای چند برابر مردم ندارد ! 


ایران دموکراتیک ترین کشور جهان است !



4 سال ریاست جمهوری آقای احمدی نژاد برای من خیلی چیز ها را ثابت کرد . به من ثابت کرد همه چیز در سیاست نسبیست و هیچ چیز قطعیت ندارد و هر کس در سیاست دم از قطعیت بزند اشتباه کرده است . هیچ کس به قطع خوب نیست و هیچ کس به قطع مضر نیست . میشود انسانی در امری قوی باشد و در امری دیگر بسیار ضعیف . فهمیدم که در سیاست هیچ وقت نباید از کسی به عنوان قهرمان یا نابودگر یاد کرد . هر کس ابعاد کاملا متفاوتی دارد که باید در آن ابعاد سنجیده شود .

سال 88 میگفتم بین بد و بدتر ، بد را انتخاب کرده ام . گروهی دیگر بودند که از احمدی نژاد یک مرد آرمانی می ساختند . سال 84 نیز کسانی بودند که از او فرشته ساختند . فرشته ای که برعکس همه ی دیپلمات ها کاپشن میپوشد ، روی حصیر میخوابد ، بسیار ساده زیست است ، کنار فقرا و تهی دستان غذا میخورد ، دم از عدالت میزند و خود را داعیه دار عدالت میداند (رفتار انسان ها نشان از فکرشان است) ، کوبنده صحبت میکند ، تابع ولایت است ، ضد صهیونیست است ، جوان است و فکر جوان دارد ، ضد سرمایه داری ، به فکر مردم و هم میهنان ، خالص و پاک و با تقوا و بی ریا ، با سابقه ی اجرایی خوب در شهرداری تهران ، از تفکر جوانان استفاده میکند .. احمدی نژاد سال 84 خود یک گفتمان بود که هنوز هم به آن مشهور است .. احمدی نژاد 84 مقابل انقلابی همپای رهبری برتری یافت و شد رئیس جمهور مردمی ایران !

سال 88 ، احمدی نژاد با نشان دادن تبعیت کامل از رهبری و هم چنین 4 سال کار اجرایی نسبتا مناسب در حد خودش ، باز هم دربرابر میر حسین موسوی پیروز شد و ما بچه بسیجی ها تمام قد از اون دفاع کردیم . دعوا کردیم ، بحث کردیم ، صحبت کردیم ، قهر و آشتی و انواع روابط تلخ و شیرین با فامیل و دوست و آشنا برای انکه شخصی برای رهبری کار کند ، حرف رهبری را گوش کند ، او را اطاعت کند .. ما از کسی دفاع کردیم که باز هم انقلابی باشد ، انقلابی بماند ... ولی در پایان احمدی نژاد ، برایمان شد تف سر بالا ! نمیدانیم خوبی های نداشته ی این روز هایش را بگوییم یا بدی ها و ضرر های فرهنگی و اقتصادی و گفتمانی او را ! همان کس که روزی گفتمان برتر انقلابی را آورد حالا گفتمانی رمالی را بلای جانمان کرده است !

در این میان حرف و دفاع ما بی ارزش شد ، در این میان واژه ی عدالت بی ارزش شد ، در این میان اسلام ساختگی در ذهن عموم مردم یک پله تنزل یافت ، مردم اسلام را و عدالت را از منظر احمدی نژاد میدیدند و حالا احمدی نژاد را مسبب بیشتر سختی هایشان میبینند !

بعد از این 4 سال احساس میکردم ما بسیجی ها فهمیده ایم که نباید در دنیای سیاست تک بعدی نگاه کنیم ، نباید احساسی نگاه کنیم ، باید مصلحت را زمینه ی تصمیم گیری هایمان کنیم ، مصلحت نظام ، مصلحت اسلام ، مصلحت ایران !

سال 84 از فرهنگ غلط رنج میبردیم ، احمدی نژاد با شعار فرهنگی و گفتمانی پیروز شد ، امسال آقا شعار سال را حماسه سیاسی و حماسی اقتصادی معرفی کرده اند ، این یعنی فرهنگ کافیست ، گفتمان کافیست ، به فکر اقتصاد باشید ، همانا فقر از هردری وارد خانه شود ، دین از همان در خارج میشود . یکی از متغیر های تابع فرهنگ و مذهب ، اقتصاد است . امثال شعار آقا هوشمندانه ذهنمان را روشن کرده است ولی در این میان هستند کسانی که هنوز شعار گفتمانی میدهند ، هنوز دارند روی کتاب های منطق و فلسفه شان شیرجه میروند ، اصلا آنقدر از قضیه پرت اند که هنوز دارند دم از فرهنگی میزنند که در معرض خطر فقر اقتصادی ست !

نمیخواهم کسی را نقد کنم ، ولی میخواهم شما را به هدف انتخاب احمدی نژاد در 84 و هدف انتخاب رئیس جمهور در 92 معطوف کنم . شرایط کاملا متفاوت است ، باید طرحی نو در اندازیم !



امسال ، کسی را انتخاب میکنم که فرشته نباشد ، اصلح هم نبود ، نبود .. کسی را انتخاب میکنم که در همه ی زمینه های مورد بررسی 70 یا 80 درصدی باشد . کسی که برای قدرت آمده باشد ولی قدرت را آیینه ی خدمت به مردم ببیند  و خدمت به مردم را در راستای فرمان رهبری . کسی را انتخاب میکنم که اگر بعد از 4 سال خوب از آب در آمد بگویم این بود اعتماد 80 درصدی من و اینطور خود را مطمئن میسازم و اگر هم خوب از آب در نیامد بگویم این همان ضعف 20 درصدی است که پیش بینی اش میکردم . این نیز من را مطمئن میکند . کسی را انتخاب نمیکنم که در ابتدای راه احساس کنم 100 درصد آرمان های من است و انتهای راه مغزم به تته پته بیفتد که چه شد ؟ چرا اینطور شد ؟!

امسال به قالیباف رای میدهم ، شخصی که خدمات بسیار شایانی در قرارگاه خاتم ، نیروی هوایی ، نیروی انتظامی و شهرداری تهران داشته است . شخصی که آنقدر در مقام های قبلیش بروز داشته است که در هرکدام چندین خدمت به نام او ثبت شده است . کسی که تلاش برای قدرت را در آیینه ی خدمت به مردم در راستای فرمان رهبری دیده است . کسی که مورد تقدیر رهبری در ریاست نیروی انتظامی بوده است . کسی که مدبرانه عمل میکند . با برنامه حرف میزند ، با برنامه جلو می آید ( او سال 84 علت انتخاب نشدنش را کم بروزی یافته ، 8 سال برنامه ریزی کرده و به اینجا رسیده ) . او تابع رهبر است ، او مطیع رهبرست و رهبر برای او مشاوری قدرتمند است در عین حالی که حرف رهبر سند است . او داعیه دار اقتصاد مقاومتی که بعضی ها شعارش را میدهند نیست ، آن چه دیگران تازه میخواهند شروعش کنند را ، او چندین سال است عمل کرده است .

من امسال کسی را انتخاب میکنم که با تمام خوبی هایی که در وصفش گفته اند ، در برخی سمت هایش ، ریخت و پاش هم بوده است ، بخور بخور هم بوده است ، بعضا ضعفهایی هم بوده است ، به کسی رای میدهم که میگویند نقصان فرهنگ در بین او و اطرافیانش موج میزند ، این را خودم نیز از میان صحبت هایش در مناظرات فهمیده ام .. به کسی قالیباف رای میدهم که فرشته نیست ، ادای فرشته ها را نیز در نمی آورد ، او یک انسان است که کم کم به مقامی رسیده که میخواهد رئیس جمهور شود تا قدرت را به دست بگیرد ، تا زندگی مردم را سر و سامان دهد ، تا اسمی از او به نیکی در تاریخ ایران یاد شود .. من به قالیباف رای میدهم !

 

در پایان پیشنهادی دارم برای هواداران باقی کاندیدا ها اعم از هواداران آقای جلیلی ،

این فرض ها را در نظر بگیرید :


1.      آقای جلیلی اگر رئیس جمهور شوند محکم  واستوار از سیاست های هسته ای ایران دفاع میکنند ، با شمشیر سر میبرند و قاطعانه حرف ایران را بر کرسی می نشانند .

2.      آقای قالیباف بر حقوق هسته ای ایران طبق فرمایش آقا تاکید میکنند و در مذاکرات آینده میتوانند با پنبه سر ببرند و حرف ایران را بر کرسی بنشانند .

3.      آقای روحانی احتمال دارد باز ، به تبعیت از رئیس اصلاحات ، کوتاه بیایند ، مذاکرات را باخته ، حقوق هسته ای ایران نابود شود .

4.      آقای جلیلی با توجه به نظر سنجی ها و همچنین آرایی که خود را خوب نشان داده اند تا کنون ، رای کمتری نسبت به آقای قالیباف دارند .

5.      درصد آرای آقای روحانی روز به روز رو به افزایش است و جو قابل توجهی از تهران ( تا جایی که من دیده ام ) با ایشان هم نوایی میکنند ..

6.      حرف آقا نباید در هیچ کدام از عرصه ها بخصوص حقوق هسته ای روی زمین بماند .

 

بیایید با حمایت از یک کاندیدای اصولگرا ، اصلاح طلب های سازش گر را شکست دهیم !


پایان /

تِلِه مَردُمیون !!


سخن از افتخاری دیگر بود در 22 بهمن که بار دیگر شناساند ما را ، به جهانیان این حضورمان که بر سر آرمانهامان ایستاده ایم و از امام و رهبرمان تا جان داریم حمایت می کنیم . گذشت و گذشت ، به انتخابات نهمین دوره مجلس شورای اسلامی رسیدیم . بار دیگر هم مردم نشان دادند که شعار نمی دهند ، عمل می کنند و 64.4 % رای یعنی درصدی بالاتر از انتخابات پارلمانی آمریکا و فرانسه و همپیمانهاشان . همپیمانهایی که انگار عهد بسته اند بر نابودی این وطن و وطن تا آنجا که مارا دارد ، زوال نخواهد داشت . این شکوه نمایان نمیشد الّا با حضور موجودی به نام رسانه که رسانه امروز دارد حرف اول دنیا را میزند که چه ها را می گوید و چه ها را نمی گوید(!) . رسانه این موجود افسانه ای خلقیاتی دارد که گاه و بیگاه انسان را شاد و گاه و بیگاه انسان را خشمگین میکند که به تفصیل می گویم . رسانه ی ما شده است صافی! در ایام بی مناسبت سال ، پاک پاک است . مینشینی جلوی تِلِه مَردُمیون و استفاده میکنی از مجریان خوب ، خاله های خوب ، حرفهای خوب ؛ اصلا گل و بلبل . نزدیک یک مناسبت سیاسی یا بعضا مذهبی که میشویم باید عینکهای آفتابیمان را بزنیم یا برای ما نابیناها (!) بهتر است عینک هامان را برداریم . چرا ؟ چونکه خیل عظیمی از ملت ناگهان نمایان میشوند . آنهایی که شب و روز در خیابان ها نمیبینمشان ! آنهایی که بعضی اوقات حواسشان نیست و حجاب از سرشان به در می رود . آنهایی که در طول سال برایشان پستر میزنند با فونت تیتر بزرگ :

"چکمه های شیطانی و شراره های آتشین ؛ الهی العفو"


  آری به یکباره به انتخابات و 22 بهمن که میرسی انگار چکمه ها میشوند رحمانی و زلف ها میشوند روحانی . اصلا انگار بخش گم شده ی این ملت نمایان میشوند دوباره . همان های که تا دیروز گشت ارشادی بودند ، امروز میشوند یاران انقلابی . برایشان سرود هم پخش می کنیم که آهای مردم دنیا ببینید جذب را . جذب حداکثری انگارهمراه شده است با دفع حداکثری اسلام و شرعیاتش . آقایان انگار فراموش کرده اند یکسری تعاریف را . انگار فراموش کرده اند که

"ما آمده ایم تا اسلام بماند نه اینکه اسلام آمده است تا ما بنمانیم"


یا فراموش کرده اند معنی جذب را.بگذارید دوباره برایتان تعریفش کنم : جذب نه آنست که شما هر قیافه ای را داخل تیم خود راه دهید ، این میشود اسلام آمریکایی ، جذب آنست که عقیده ی کسی را به نفع اسلام تغییر دهید . یعنی آنکه تا دیروز پری روی بی روسری بود بشود پری روی چادری – این بهترین نوع حجاب – یا آنکه دیروز جوجه تیغی بود بفهمد که این خارج از چارچوب فرهنگ ایرانی و اسلامی ماست . عیب ندارد ، آن آقا می آید و در نماز جمعه می گوید : ما دیگر نمی توانیم کاری کنیم (!) . باشد لااقل بپذیرید که اینها هم جزوی از ملت اند ، در طول سال هم صادق باشید ، اینطور برایتان بهتر است .

خطابی هم دارم به فعالان بسیجی عرصه ی نت . شماهائیکه همان نت داران اضعان کردند به توانایی تان. شماهائیکه میدانم بیزارید از بد حجابی و بی حجابی و ... . میبینیم  شما هم که تا دیروز پست میزدید :

"جواب خون شهدا را چگونه بدهیم ؟"

حالا پست میزنید :"حضور افتخار آمیز همه ی اقشار جامعه در انتخابات". خیلی ممنون از اطلاع رسانیتان ، جانمازتان را آب بکشید ، بی حجاب را در پستتان راه ندهید !!!

و خطاب آخر به خواهرانی که اینگونه ظاهر میشوند یا جدیدا شنیده ایم سیمرغ بلورین میگیرند و معلمان شهیدشان را سپاس می گویند و با بدحجابیشان پتکی میشوند بر سر شهیدان این مرز و بوم . خواهرم شهیدان حجاب و عفاف تو را می خواهند ، نه تقدیرت !!


به عمل کار برآید             به سخندانی نیست

این تِلِه مَردُمیون است یا تِلِه آقایون ؟!



* قدیمی است ولی الان که دوباره موج " منطقه آزاد / منطق آزاده " راه افتاده ، احساس کردم ، خوبه بزارمش !