................خاکنوشتـ .......... ـه................

در اینجا یک خاک که از خاک زاییده شده و به خاک برمیگردد ، مانند باقی خاکیان ، سعی میکند خاکی بنویسد و بس

................خاکنوشتـ .......... ـه................

در اینجا یک خاک که از خاک زاییده شده و به خاک برمیگردد ، مانند باقی خاکیان ، سعی میکند خاکی بنویسد و بس

۶ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «91» ثبت شده است

Monday 18 March 2013

====================

1:15 PM


در راه تهرانیم و این اردوی جنوب هم گذشت و شهدا ماندند و باز هم ما رفتیم ...

 


Tags: Day Five

Sunday 17 March 2013

====================

5:37 PM



امروز را با اروندکنار منطقه عملیاتی کربلای ٤ شروع کردیم. هدف این عملیات در واقع فتح بصره بوده که محقق نشده و درواقع میتوان آنرا یکی از عملیاتهای آبی خاکی شکست خورده ی ایران نامید. حدودا دوهفته بعد در شلمچه عملیات موفقیت آمیز کربلای ٥ شکل گرفت.


Friday 15 March 2013

====================

7:50 AM

فکه اما ، شبیه ترین مکان به کربلاست. خاکی که خون دست کم ١٢٠ شهید را مکیده است چنان لطیف شده است که پاهایت را نوازش میکند. جوان و نوجوان با سربند یا فاطمه اینجا به زمین افتاده اند و خون ایشان به آرامی به اعماق خاک فرو رفته است و ثمره ی آن  این شور تعریف نشدنی شده است .

به آرامی قدم میگذاری و تا به میدان اصلی برسی روضه ی حضرت قاسم گوش میدهی و قاسم های زیر پایت را تمنای شفاعت میکنی.

در این میان فکه بیشتر بوی کربلا میدهد. و لعن الله امتً قتلتکم ، آنهنگامی که دست جمعی زیارت عاشورا میخواندید . ما نیز بلا تشبیه عاشورایی میخوانیم و به یاد کربلا و به یاد بدن هایی که روی خاک داغ صحرای کربلا زیر سم اسب ها رفتند ، دیده را صفا میدهیم.

هنگام برگشت از این بهشت توصیف ناشدنی ، پاهای بی نعلت نیک میسوزد و ذهنت بدن هایی که اینجا افتاده بودند را تصویر میکند ...

 

Thursday 14 March 2013

======================


6:22 AM

خاطرات سفر جنوب  :

با حنیف منتظر قائم و Amirmahdi و Hassan zade و مرتضی زین الدین همسفر شده ایم برای دیدار با شهدا ، البته نه دیدار مادی بلکه معنوی!  آمده ایم که دوباره با خدای خود عهدی نو ببندیم و سنگ سنگ زندگی را بر پایه های استوار شهادت بچینیم. آماده ایم که چند روزی را مهمان امام زمان باشیم ...

سفر اتوبوسیه ما از دیروز ساعت ٧ شب آغاز شد یعنی بعد از جمع شدن همه ی دوستان و بعد از خواندن نماز مغرب و عشا از کنار مرقد مطهر امام راحل . تا اینجای سفر که تنها یک ربع تا دوکوهه فاصله داریم هم سفر های خوبی داشتیم و گفتیم و خندیدیم و حالی داشتیم که با حال چند روز پیشمان متفاوت بود. اصلا همینطور هم باید باشد ، اینجا روحمان تازه میشود ، آنجا که روحمان گرفته میشود مجالس گناه است.

از نعمات سال 91 همین بس که سالی بس تجربه خیز بود برای من ، تجربه هایی از هر دست ، البت سال شلوغی هم بود ، البت شلوغی اش هنوز هم ادامه دارد ! عهدی که با سال 91 بسته بودم پابرجاست ولی سال 91 به مانند باقی سال ها اهل گذر است و میگذرد و ما میمانیم و عهد هایمان !

از سال 91 راضی هستم ، چون باعث سنجش من شد ، ضعف های وجودی ام را بهتر شناختم ، نقاط کور زندگی را بعضی شناختم و بعضی اصلاح کردم ، ان شالله خدا نیز از سال 91 من راضی باشد ..

سال 91 اتفاقاتی داشت که بعضی هایش خوش آیند بود و بعضی هایش به غایت ناخوش آیند ! اتفاقات سیاسی ، اقتصادی ، فرهنگی ، اجتماعی و حتی اتفاقاتی در سبک زندگی ! بله سبک زندگی را درست خواندید ، این که هر روز قیمت دلار چک بکنیم ، سبک زندگی جدیدیست . سبک زندگی تحریمی !

سال 91 عده ای را وارد زندگی ما کرد و عده ای را از زندگی ما خارج کرد ، در هر ورود و خروجی حتما حکمتی بوده است !

سال 91 خوب شروع شد ، اوج گرفت ، پی در پی خوب شد ، بد شد ، خوب شد ، دوباره بد شد ، باز خوب شد ، ولی این لحظه خوب میگذرد . میگویم خوب منظورم این نیست که هیچ مشکلی نیست ، صد البته مشکلات زیادند ولی برخورد با مشکلات میتواند متفاوت باشد . 

سال 91 گذشت ولی مهدی نیامد ، سال 91 گذشت و الحمدلله دست رهبرمان سید علی روی سرمان است ، سال 91 گذشت و دلم هنوز برای حرم باصفای امام رضا تنگ است ، سال 91 مرا جنوب برد ، جنوبی که متفاوت بود ، سال 91 کنکوری هم بود که خدا کند به خیر باشد ، و بازهم ، سال 91 گذشت ولی مهدی نیامد ... 


همین اندک بس است برای سال 91 ، باقی اش را سال 92 مینویسم ، تا یک سال دیگر ، خدا نگهدار ... 





فقط گفتم : آقا جون امسال بیا دیگه. نمی دونم آقا چجور جوابم رو داد ؟

.

.

.


آقا جون شما رو به مادرت زهرا بیا دیگر!